بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
قبل از بارداری(بهمن 90)
مادرااااااااانه
بیا دیگه مامانی شما که کُشتی منو ای بابا...عاشقتم ووروجک

درسته! ظاهرا" دوباره همه چی آروم شدهلبخند

مدتها بود که تمام فکر و ذکرم اومدن نی نی بود و نیومدنش آرامش زندگیه قشنگمو بهم زده بودنگران

اما الان دیگه به لطف خدا و کلاس یوگا و محبتهای مثال زدنیه حمید عزیزم به یه آرامش نسبی رسیدمخجالت

مدتها بود که یادم میرفت خدا رو بخاطر داشتن حمیدم شکر کنم و چقدر ازین بابت متاسف هستمدل شکسته

اما الان دیگه هر روز صبح با یه بوسه گرم چشمامو باز میکنمو همونجا میگم خدایا شکرت من همین آرامش رو میخوام چه با نی نی چه بی نی نیماچ

خبر اول: نی نی خیلی بی ادبی که به مامی کادوی تولد ندادی! معلوم هست تو به کی رفتی؟ البته خودم میدونم به کیا رفتیچشمک

خبر دوم:مامان دکترشو عوض کرده و خانم دکتر جدید براش عکس رنگی و تست a.m.h نوشته ایشالا که خیر باشهاوه

خبر سوم: دیروز اینجا حسابی برف اومد و امروز زمین مثه شیشه بود مامی رفته بود بیرون و ماشینو یه گوشه پارک کرده بود که ییهو یه پرشیا رو برف سر خورد و یکراست تشریف آورد توو ماشینه مامیعصبانی



موضوع : قبل از بارداری(بهمن 90)

نوشته شده در تاريخ 22:55 | يکشنبه 2 بهمن 1390 توسط مامی
صفحه قبل 1 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

موضوعات

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ