مادرااااااااانه



بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
ظاهرا" همه چی آرومه.....

درسته! ظاهرا" دوباره همه چی آروم شدهلبخند

مدتها بود که تمام فکر و ذکرم اومدن نی نی بود و نیومدنش آرامش زندگیه قشنگمو بهم زده بودنگران

اما الان دیگه به لطف خدا و کلاس یوگا و محبتهای مثال زدنیه حمید عزیزم به یه آرامش نسبی رسیدمخجالت

مدتها بود که یادم میرفت خدا رو بخاطر داشتن حمیدم شکر کنم و چقدر ازین بابت متاسف هستمدل شکسته

اما الان دیگه هر روز صبح با یه بوسه گرم چشمامو باز میکنمو همونجا میگم خدایا شکرت من همین آرامش رو میخوام چه با نی نی چه بی نی نیماچ

خبر اول: نی نی خیلی بی ادبی که به مامی کادوی تولد ندادی! معلوم هست تو به کی رفتی؟ البته خودم میدونم به کیا رفتیچشمک

خبر دوم:مامان دکترشو عوض کرده و خانم دکتر جدید براش عکس رنگی و تست a.m.h نوشته ایشالا که خیر باشهاوه

خبر سوم: دیروز اینجا حسابی برف اومد و امروز زمین مثه شیشه بود مامی رفته بود بیرون و ماشینو یه گوشه پارک کرده بود که ییهو یه پرشیا رو برف سر خورد و یکراست تشریف آورد توو ماشینه مامیعصبانی

موضوع : هفته اول بهمن ماه(بازم شکر)

يکشنبه 2 بهمن 1390 |

مامان متولد و سپس متحول میشود ها ها ها!!!

بازم دی ماهniniweblog.comماه تولد من! niniweblog.comعزیز دلم من خیلی عاشق

تولد بازیم اما از پارسال که وارد دهه30 از زندگیم شدم حسابی لجم گرفته از اولشم از 30 سالگی متنفر بودم منکه عمرا" امسال شمع 31 رو فوت کنم نهایتا" 21رو میفوتمniniweblog.comبازم دی ماه! ماه کریسمس, ماه نو شدن سال میلادی, ماه بابانوئلniniweblog.comبازم دی ماه! ماهی که میخوام متحول بشم! ماهی که میخوام خودمو توی دستای خدا ببینمو همه چیو به خودش بسپارمniniweblog.com

عشق من اگه امکانش بود سعی میکنم با بابایی بیام دنبالت منتظر باش اگه دوست داشتی باهامون بیا اگرنه هم اشکالی نداره چون میدونم دست خوب کسی سپردمت پس نگرانت نمیشم به بازیت برسniniweblog.comراستی

اگه بیای میشی "فرشته ای از جنس مهر" چون فرشته هایی که اینماه بیان توو دله مامانشون به امیدخدا مهرماه بدنیا میان! بازم فکرات رو بکن ببین خودت چی دوست داریniniweblog.com

 

موضوع : هفته اول دیماه(مامان جدیدت)

پنجشنبه 1 دی 1390 |

خداجونم خیالت راحت ایندفعه نی نی نمیخوام!!!

سلام خداجون... خوبین؟

حتما" الان میخواین بپرسین من چطورم آره؟ آخاز حال من بگذریم فکر کنین همه چی خوبهدل شکسته

خدا جون یه خواهشی داشتم...میشه یکبار بیاین پایین! میشه بیاین ببینین مامانایه منتظر این پایین توو چه حالین؟ باور کن ازون بالا نمیشه به عمق ناراحتیشون پی برد!!!

خدا جون دیروز وقتی پری برای اولین بار توو زندگیم عقب افتاد حالمو دیدی! وقتی از آزمایشگاه برای آز.خون وقت میگرفتم صدای قلبمو میشنیدی؟ وقتی توو راه صلوات میفرستادمو نذرامو به خودم یاداوری میکردم کجا بودی!! بخاریه ماشینو که روشن کرده بودم پس چرا وقتی رسیدم آزمایشگاه دستامو پاهام یخ کرده بودن تو میدونی؟؟ متوجه شدی وقتی خانومه گفت یکساعت دیگه جوابش مشخص میشه فقط به این فکر میکردم که شب چجوری حمید رو سوپرایز کنم!

اومدم خونه و بالاخره این یکساعته لعنتی هم گذشت... گوشیو برداشتم شماره رو گرفتم توو دلم غوغایی بود ...خودمو معرفی کردم... "خانم جواب آزمایشتون منفیه"

چرا اشکام داره میاد! چرا قلبم تیر میکشه!! چرا سرم درد گرفته!!! چرا احساس تنهایی میکنم!!!! چرا دلم میخواد بمیرم!!! چرا چرا چرا

جواب چراهارو تازه الان متوجه شدم ... چون من هنوز تورو نشناختم... چون من هنوز آمادگیه مادرشدن رو ندارم...پس فرشته کوچولوم رو بخودت میسپرم...به امانت پیشت باشه تا روزیکه بتونم خوبه خوب بشناسمت... تا روزیکه بتونم اینهمه غم رو از توو دلم بیرون کنماسترسدل شکسته  نگران

موضوع : هفته اول آذرماه(خدایا بیا پایین کارت دارم)

سه شنبه 1 آذر 1390 |

میشه بیای؟؟؟

سلام عزیز دلم میشه اینماه بیای؟سوال

عزیزم ماه گذشته که خانم دکتر اجازه ندادن شما بیایدل شکسته طی دوماه آینده هم بخاطر مسائلی که خودت میدونی من نمیتونم بیام دنبالتنگران پس میشه لطف کنی اینماه که مامی به کمک خانوم دکتر داره دوپینگ میکنه دیگه ناز نکنیو بیایمتفکر

میای؟تشویق

نمیای؟کلافه

یه عالمه چیزای خوشگل برات خریدم اگه نیای همه رو میدم نی نیه همسایه حالا ببینقهقهه

موضوع : هفته اول آبان ماه (میشه بیای؟)

چهارشنبه 4 آبان 1390 |

مامان بد اخلاق میشود

سلام عزیز دلم

حدودا" ٣ ماهیه که برای دوباره اومدنت دارم تلاش میکنماوه اما احساس میکنم تو واسه اومدنت عجله ای نداریخمیازهبنابراین تصمیم گرفتم که دیگه همه وقتمو صرف اومدن شما نکنمدروغگو 

خلاصه اومدم دعوات کنم عصبانیدیگه ناز و نوازش بسهقهر نی نی که قدر مامان و بابای به این خوبیش رو ندونه و عجله ای واسه اومدن نداشته باشه باید باهاش همینجوری رفتار کردنگران

اینجوری خوبیش اینه که با اومدنت خوشحال میشم و با نیومدنت افسوس وقت از دست رفتمو نمیخورموقت تمام

دوستت دارم نی نیه سربه هواقلب

موضوع : هفته اول مهرماه (مامان بداخلاق)

يکشنبه 3 مهر 1390 |

فصلی جدید از عشق ما

سلام نفس مامانی

الان بیشتر از 6ساله که منو بابایی با هم مزدوج شدیم...بعد از اینهمه سال احساس کردیم که جای یه نی نی بین ما دوتا خیلی خالیه! بنابراین تصمیم گرفتیم تا تو رو بیاریم پیش خودمون...اما تازه فهمیدم اینجا صف مامانایی که منتظر نی نی هستن خیلی شلوغه!ولی مامان نمیتونه دیگه تو صف وایسه...اخه دیگه طاقت دوریتو نداره...واسه همین فرشته ی کوچولوی من تا مامان مقدمات اومدنت رو به اینجا فراهم میکنه برو پیش خدا و ازش بخواه تا تو رو زودتر توی دله مامانی بذاره

افرین نفس مامان....ببینم چیکار میکنی ها

موضوع : فصلی جدید از عشق ما

سه شنبه 10 خرداد 1390 |

صفحه قبل 1 صفحه بعد


سلام به همه...... من همون نی نی ای هستم که مامانو بابام منتظرم هستن!!! مامانی کاراتو بکن منم قول میدم زودی بیام:-)


فصلی جدید از عشق ما
ما منتظرتیم
pri ازت متنفرم
هفته اول مهرماه (مامان بداخلاق)
هفته اول آبان ماه (میشه بیای؟)
هفته اول آذرماه(خدایا بیا پایین کارت دارم)
هفته اول دیماه(مامان جدیدت)
هفته اول بهمن ماه(بازم شکر)

1390

ظاهرا" همه چی آرومه.....
مامان متولد و سپس متحول میشود ها ها ها!!!
خداجونم خیالت راحت ایندفعه نی نی نمیخوام!!!
میشه بیای؟؟؟
مامان بد اخلاق میشود
فصلی جدید از عشق ما

افراد آنلاین : 2 نفر
بازديدهاي امروز : 36 نفر
بازديدهاي ديروز : 35 نفر
بازدید هفته قبل : 97 نفر
كل بازديدها : 9458 نفر

RSS 2.0

POWERED BY
NiniWeblog.com


كد موسيقي براي وبلاگ